صدای پای اجابت می آید.....!!!
از آسمانم، ماتم ببارد.... هراسِ ِ بی تو ماندنم ادامه دارد باران توئی!به خاک من بزن... بازا ببین!که بی مه تو من هوای پرزدن ندارم... باز امشب دل من غرقِ گله شد نداری خبر ز حالِ من نداری ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد در هیچ سر خیالی زین خوبتر نباشد کی شبروان کویت آرند ره به سویت جایی که عشق باشد جان را خطر نیاشد گاهی همه چیز کمی تیره می نماید باز روشن میشود زود بارانی باید...تا که رنگین کمانی برآید... و لیموهایی ترش...تا شربتی گوارا فراهم شود... و شاید روزهای سخت...تا آسانی بسازد... آسمون کاشکی که می شد بپرم آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد... رویا ببارد... خدا بخندد به خاطر ما.... .... ما که کاری نکرده ایم! پرده از رازت کشیدم بعضی وقتا یادمون میره دنیا کوچیکه یادمون میره عمر آدم کمه یادمون میره ارزششو نداره بیزارم از تمام رفیقان نارفیق اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق خستم از دست روزگــــــار آسمــــــون تو هم با من ببار تو بیشتر از هرکسی میدانی خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد ........ اینجا زمین است... ساعت به وقت انسانیت خواب است... دل عجب موجود سخت جانی است... هزار بار تنگ میشود...میشکند...میسوزد...میمیرد... ولی باز هم میمیرد برای دوست... آدم هایی را دوست دارم... همان هایی که بدی هیچکس را باور ندارند... همان هایی که برای همه لبخند دارند... همان هایی که بوی ناب آدم میدهند... و من... باور دارم که تو از همان هایی.... در میان توفان... بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخـدای عالم تا نـام من رقـم زده شد یکباره مهرغم زده شد بر سرنوشت آدم من دلم بهـونه میخواد ... گریه ی مردونه میخواد ...
نمینویسم ترانه بی تو.....چگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟
بی تاب و بی رمق بی حوصله شد
دردا که دوری دردا!
که دل به جاده میسپاری
سحر ندارد این شبِ تار
مرا به خاطرت نگه دار
مرا به خاطرت نگه دار
تو دل آبی تو خونـــــــــــه کنـــــــــــــــــم
کاشکـــــــــی می شد مثـــــال ابـــــــرای تو،
زار زار گریه مستونه کنم....
سوی خود بازت کشیدم
آنقدر نازت کشیدم
تا نشستی
روی دامانت فتادم
عقده ی دل را گشادم
ناگهان آمد به یادم
رنج هستی
من از ارتفاع .....
من از بلندی ِ این فاصله میترسم.....
| Design By : shotSkin.com |
